مذهب طریقت
ای دل مباش یک
دم خالی ز عشق و مستی
وا نگه
برو که رستی از نیستی و هستی
گر جان به تن
ببینی مشغول کار او شو
هر
قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
با ضعف و
ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری
اندر این ره بهتر ز تندرستی
در مذهب طریقت
خامی نشان کفرست
آری
طریق دولت چالاکیست و چستی
تا فضل و عقل
بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی
در آستان جانان
از آسمان میندیش
کز اوج
سر بلندی افتی به خاک پستی
خار ارچه جان
بکاهد،گل عذر آن بخواهد
سهل
است تلخی می در جنب ذوق و مستی
صوفی پیاله
پیما،حافظ قرابه پرهیـــــــز
ای کوته آســــــــــتینان، تا کی دراز دســــتی!
همین چند وقت پیشا بود به این شعر بر خورد کردم ؛ در حین اینکه داشتم میخوندم دیدم ،
چندبیتش خیلی متناسب با این حدیث از نبی اکرم -صلی الله علیه و آله وسّلم- است:
بهترین کارها سه چیز است ؛
تواضع به هنگام دولت و
عفو به هنگام قدرت و
بخشش بدون منت.
نهج الفصاحه/385
ولی عجب مضمونی داشت!!!
........قدری تأمّل بایدش(!)

سلام علیکم و رحمةالله؛
طاعات و عباداتتون مقبول درگاه احدیت باشه! إن شاءالله
من یه عذرخواهی به شما بدهکار م،
بابت اون عکسهایی که در پست قبلی قول شو داده بودم؛
واقعاً شرمنده!
حتماً قسمت نبوده. همشون به طور ناگهانی پاک شدن...!![]()
دعا کنین إن شاءالله دوباره قسمت بشه بریم و دفعه ی بعد........ . ![]()
بگذریم؛
شما رو به خوندن شعری از ملا محسن فیض کاشانی،با نام شوق مهدی دعوت می کنم :
" الا یا ایهاالمهدی مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها
صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد
ز سوز شعله ی شوقت چو تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو تابید بر دلهای مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند بر بستند محملها
دل بی بهره از مهرت حقیقت را کجا یابد؟
حق از آیینه ی رویت تجلی کرد بر دلها
به کوی خود نشانی ده که شوق تو محبان را
ز تقوا داده زاد ره، ز طاعت بست محملها
به حق سجاده تزیین کن مهل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت از آن سازند محفلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل
ز غرقاب فراق خود رهی بنما به ساحلها
اگر دانستمی کویت سبو می آمدم سویت
خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم منزلها
چو بینی حجت حق را به پایش جان فشان ای فیض
متی ما تلق من تهوی، دع الدنیا و اهملها"
التماس دعا






