
نور است در هر ذرّه اي، ما نور نور نور تو
تو خضر راه عاشقان، ما موسي یي در طور تو
در طور نوري ديده ام، ردّ عبوري ديده ام
در ذرّه شوري ديده ام، اين ذرّه و اين شور تو
از خويش دورم اين زمان، محو حضورم اين زمان
لبريز نورم اين زمان، پاينده بادا نور تو
بگشاي راه بسته را، بنواز جان خسته را
بشكن دوباره هسته را، عشق است تا منظور تو
ما اهل صلحيم و صفا، ماييم از درد و دوا
خورشيد مي خواند نوا، با زخمه تنبور تو
مي ريزد اين بن بست ها، با فكرها
تلخند اين بدمست ها، شيرين شده انگور تو
اي دشمن بنيان ما، اي رهزن ايمان ما
هر روز و هر شب آتشي، سر مي زند از گور تو
فرداي نوراني نگر، دل هاي قرآني نگر
ايران ايماني نگر، هورا دل مسرور تو
آب است و خاك است و هوا، نور است و عشق است و صفا
شور نطنز و اصفهان، در گوشه ماهور تو!


مولا شنيدم لاله ها را دوست داري ..آئينه هاي آشنا را دوست داري
با ياد قرآني که بر ني خوانده مي شد .صوت مناجات و دعا را دوست داري
مولا شنيدم ني حکايت کرد از تو..مي گفت: دل هاي رها را دوست داري
مي گفت: هر چند از جدائي مي گريزي..اما تو سرهاي جدا را دوست داري
مولا شنيدم در مقام آسمان ها..تنها زمين کربلا را دوست داري
از اهل بيتت از دلت پيداست بسيار..آتش گرفتن در خدا را دوست داري
مولا اگر چه اين لياقت را ندارم..اما بگو:






