تبليغاتX
امیدمنتظر
تقدیم به پیشگاه بقیةالله الأعظم

 به نام خــــــــــدا

 

سلام

میلاد امام الرئوف،علی بن موسی الرضا علیه السلام رو تبریک عرض میکنم.

و خیـــــــــــلی خوشحالم که این سال تولدم مقارن شده با میلاد این امام همام

(آخــــه نمی شد نگم کلی از ابتدای سال۸۸ ذوق کردم تاالان . . .)

 

موفق و سربلند و سعادتمند باشید

خیــــــــلی التماس دعــــــا دارم

 

یـا امام رضـــا علیه السلام

گنبد طلا


دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی

من تو رو صدا کنم تو هم منو صدا کنی

. . .



دل من زندونیه تویی که تنها میتونی

قفسو وا کنی و پرنده را رها کنی

. . .

میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه

میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی

تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه

این دل غریبه را با خودت آشنا کنی

 

. . .

دلمو گره زدم به پنجرت دارم میام

دوست دارم تا من میآم اون گره ها رو وا کنی

دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همیشه

من به تو رضا بگم تو هم منو رضا کنی



هوس زیارت جد تو مونده بر دلم

چی میشه اگه منو راهی کربلا کنی

 رهــا ؟! راهــی!?؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط منتظر  | 
 

مرغ دلم راهی قم میشود
در حرم امن تو گم می شود

عمه ی سادات سلامٌ علیک
روح عبادات سلامٌ علیک

کوثر نوری به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی

عمه ی سادات بگو کیستی
فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر کرببلا آمدی
یا که بدنبال رضا آمدی

کاش شبی مسـت حضورم کنی
با خبر از وقت ظهورم کنی...


پی نوشت ۱: دخترا ، روزتون مبارک

پی نوشت ۲:در جواب سوالت:

ما زنــده به آنیـــــم که آرام نگیریم                 موجیم که آسودگی ما عـــدم ماست

پی نوشت ۳:

(جدید)پی نوشت ۴: شعر از مرحوم آقاسی
 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط منتظر  | 
 به نام خـــــــــدا

 

 سلام

 شهادت رئیس مذهب شیعه؛ امام صادق علیه السلام رو خدمتتون تسلیت عرض میکنم

 و

 التماس دعــا دارم

فایل صوتی

. . .تسلیت باد!

 

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

زغربتش چه بگویم که سینه ها خون است

برای صادق زهرا مدینه محزون است


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط منتظر  | 
 

این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟

شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟

پرده دانان طریقت در صبوری سوختند

این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟

شیخ بازیگوش ما  از بس مرید خویش بود

عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!

پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست

راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟

آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند

رنگ پیراهان اینان  وصله ی ناجور کیست؟

دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت

دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟ 

دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود

شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟

این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است

این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟

این که بر آن گوش خود بستید،  صور محشر است

این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟

آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار

این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟

بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست

شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!

 

علیرضا قزوه

 مهرماه ۱۳۸۸


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط منتظر  | 
به نام خدا

 

سلام ...

عیــــدتون مبارک

طاعاتتون قبول باشه إن شاءالله.

ماه رمضان تموم شد

خیـــــــــلی زود گذشت(!)

باورم نمیشه

 

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان

پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا

هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان

سر به آیینه ی "الغوث" زدم در شب قدر

آب شد زمزمه ی راز و نیاز رمضان

دیدم این "قدر" همان آینه ی "خلّصنا"ست

دیدم آیینه ام از سوز و گداز رمضان

بیش از این ناز نخواهیم کشید از دنیا

بعد از این دست من و دامن ناز رمضان

نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک

نکند بسته شود دیده ی باز رمضان

صبح با باده ی شعبان و رجب آمده بود

آن که دیروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع

خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط منتظر  | 
 

الهی ! به حقّ خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده .

الهی ! ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره اي ، و ما همه هيچ كاره ايم و تنها تو كاره اي .

الهی ! از پاي تا فرقم ، در نور تو غرقم . « يا نورَ السموات و الارض ، أنعمتَ فَزِدْ »

الهی ! واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم .

الهی ! چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم .

الهی ! چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت ، و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت .

الهی ! چون عوامل طاحونه ، چشم بسته و تن خسته ام ؛ راه بسيار مي روم و مسافتي نمي پيمايم . وايِ من اگر دستم نگيري و رهايي ام ندهي .

الهی ! خودت مي داني كه درياي دلم را جزر و مدّ است ؛ « يا باسط » بسطم ده ، و « يا قابض » قبضم كن.

الهی !  ناتوانم و در راهم و گردنه هاي سخت در پيش است و رهزن هاي بسيار در كمين و بار گران بر دوش .

الهی ! از روي آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام ، از انس و جان شرمنده ام ، حتّي از روي شيطان شرمنده ام ، كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ، ناپايدار.

الهی ! عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد كرد ؟

الهی ! عارفان گويند « عرِّفني نفسَك » ، اين جاهل گويد « عرِّفني نفسي»

الهی !  آزمودم تا شكم داير است ، دل باير است . « يا مَن يُحيي الارض الميته » دلِ دايرم ده.


پی نوشت ۱: و ما أدراک ما لیلةالقدر . . .

پی نوشت ۲: التماس دعــــــا


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط منتظر  | 
به نام خدا

سلام ...

ما از سفر برگشتیم و الحمدلله سفر خوبی بود

ولی ...

همیشه خیــــــــــــــــــلی زود میگذره و وقت برگشتن میشه!

 

حیــــف ...!!!

به هر حال برگشتیم اما ناراحت و غمگین از فراق دیار یـار

 گذشته از این ؛یه ذوق دارم  . . .

که داریم قدم به ماه رحمت خــــــــدا می گذاریم

چه مهمونی با شکوه و بزرگیـــــــه !

سفره ی رحمت خدا برای همه پهنه ...

نکنه دست خالی برگردیم  و این ماه رو هم مثل بقیه ی ماهها بگذرونیم !!

یادمون باشه ؛

حواسمون رو حسابی جمع کنیم

تا از سفره ی وسیع ِ رحمت و برکت خدا دست خالی بلند نشیم.

 

. . . و در این بین

برای بنده ی حقیـــــــــــر هم خیــــــــلی دعـــا کنید

که محتاج دعــــای بندگان خالص خدا هستم.

ممنون 

 

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما

ما به دنبال تو می گردیم و تو دنبال ما

ماه پیدا ، ماه پنهان ، ماه روشن ، ماه گم

رؤیت این ماه یعنی نامة اعمال ما

خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است

خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما

کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر

کاش حوّل حالنایی تر شود احوال ما

این سحرها در زلال ربنا گم می شویم

این سحرها آسمان گم می شود در بال ما

ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم

ماه با پای خودش آمد به استقبال ما

گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال

تا همه خورشید گردد روزی امسال ما

 

التماس دعــــا


پی نوشت ۱: تا کی به تمنـّای وصـال تو یگـانه  اشـکم شود از هـر مژه چـون سیــــــل روانـه 

پی نوشت ۲:اعمال مشترک ماه مبارک رمضان


+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط منتظر  | 
                             به امیرالاسرای شهید حسین لشکری  

 

شب از آینه پر بود که  در آینه ها تو

نشستم به تماشا کجا ما و کجا تو

نشستم به تماشا در آیینه شما را

از آیینه گذشتی رهاتر ز رها تو

در آیینه سکوتی سراپا همه او بود

در آیینه صدا بود صدا بود و صدا تو

در آیینه جنون بود صدایش همه خون بود

 جنون بود و جنون بود  وفا بود و وفا تو

شب گشت و گذار است در آیینه والیل

شب قدر تو گل کرد که دیدم همه جا تو

اسیران رها را در آیینه ببینید

امیرالامرا عشق امیرالاسرا تو

بکوبید بکوبید به همراهی مستان

اگر درد و اگر داغ رسیدی به خدا تو

 

علیرضا قزوه


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط منتظر  | 
به نام خدا

 

ســـلام

 

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام

و روز جوان

رو خدمتتون تبریک  و تهنیت عرض میکنم.

به نیمه شعبان داریم نزدیک میشیم

مطلبی را از مرحوم آیت الله میلانی (رضی الله عنه) نقل میکنم:

صبح و شام دعای فرج را بخوانید؛

در بامداد چون چشمت به آسمان افتاد

و در شامگاه لحظه رفتن به رختخواب  این ذکر را تکرار کنید.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط منتظر  | 

تخت باشد خیالتان آقا ...

دیشب این طبع ، بی‌قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته ی ‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در برابر شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی




+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط منتظر  |